ادامهی بحث طهارت (4)

 

مواردی که گفته شد؛ طهارت سالکان الی الله بود؛ همانطور که مشاهده کردید پلّهبهپلّه بالا رفتند. مرتّب خود را در مراتب عمیقتر وجود، تطهیر کردند. در کسانی که به نصّ قرآن کریم، دارای مقام طهارت مطلقاند؛ «یَطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»، در آنان که به مقام طهارت مطلقه رسیدهاند؛ یعنی محمّد و آل محمّد صلواتاللهعلیهماجمعین، همهی این طهارات، در همهی مراتب، محقّق شده است. لذا آنها به همهی کمالات راه دارند. چون هر مرتبهاز کمالات، مستلزم همان مرتبهاز طهارت است. قرآن هم فرمود: «لا یَمَسُّهُ اِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ.[1]» هر مرتبهاز مراتب وجودی انسان که به طهارت رسید؛ فرد میتواند با حقائق آن مرتبه تماس پیدا کند. لذا برای آنان که به مقام طهارت مطلقه رسیدهاند؛ به نصّ آیهی تطهیر، همهی حقائق، بی هیچ حدّ و مرزی در دسترس است و به آن حقائق متحقّقاند. اگر قبولیِ نماز و عبادات منوط به تقوا است و قرآن فرمود: «اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ[2]»: منحصراً خدا از اهل تقوا میپذیرد؛ هر مرتبهاز تقوا، سبب پذیرفته شدنِ همان مرتبهاز عبادت و نماز میشود. لذا اگر شخص تقوای ظاهری دارد؛ نماز ظاهریاش پذیرفته است. ولی تقوا هم ذیمراتب است و میتواند در مراتب مختلف وجود انسان محقّق شود که این بیان دیگری از همان طهارت است. یکبار تقوای از معاصی است؛ این یک مرتبه از تقوا است و سبب میشود یک مرتبهاز نماز مقبولیّت پیدا کند. امّا تقوا هر مرتبه در وجود انسان عمیقتر و فراگیرتر شود، شخص به مرتبهی بالاتری از مقبولیّت نماز راه پیدا میکند.

این طهارت بود و کلیدِ تطهیر آب است. مفتاحِ عبادتِ خدا آب است که اگر خدا توفیق داد عبارات «مصباح الشّریعة» را بخوانیم؛ آنجا خواهیم دید امام صادق علیهالسّلام در وادی طهارت چگونه آب را معرّفی میکنند. آب کلید و مفتاحِ قرب و مناجات حقّ است؛ راه ورود به بساط خدمت پروردگار متعال است. آبی که انسان برای طهارت و تطهیر به سمت آن میرود، چیست؟ همانطور که گفتیم: «اِنْ مِنْ شَیْءٍ اِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ اِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» رفتن به سمت هر یک از مراتب آب معنایی دارد. پایینترین مرتبهی آب، آبی است که از ابر رحمت خدا نازل شده است. انسان به آب نازل شدهاز ابر رحمت پروردگار رو میآورد؛ کثافات ظاهری بدن خود را تطهیر میکند و با آداب شرع خود را تطهیر میکند؛ چه از حَدَث اصغر، چه از حَدَث اکبر؛ چه از نجاسات؛ و چه وضو میگیرد و آمادهی نماز میشود. این یک مرتبه است.

امّا یکبار انسان به آب بالاتری رو میآورد. توجّه میکند به آبی که از سماء رحمت غفّاریّت حضرت حق نازل است. در عالم طبیعت آب از ابر نازل میشد؛ این آب از سماء غفّاریت حضرت حق به باطن عبد فرود میآید. حال با این آب چه کار میتواند بکند؟ میتواند با آدابی که برای تطهیر از گناهان و توبهی شایسته در شرع مقرّر شده، کثافات معاصی را تطهیر کند.

سوّم، مرتبهی بالاتری از آب است؛ توجّه به آبی که از سماء مشیّت پروردگار به قلب سالک نازل شده است. این آب دیگری است. با این آب باید آلودگیهای قلبی خود و کدورات قلبی و معنوی خود را تطهیر کند.

در مرتبهی چهارم، انسان به سمت آبی که از سماء واحدیّت به روحش فرود میآید، میرود. چون انسان دارای مراتب است؛ ظاهر، باطن، قلب، روح و... ؛ هر مرتبه با آبی تطهیر میشود. فرد با رفتن به سمت آبی که از سماء واحدیّت به روح او نازل شده است؛ آلودگی و نجاستِ توجّه به غیر و احساس غیریّت در عالم را از قلب خود میشوید. تا این اتّفاق نیفتد، فرد به حقیقتی که در حدیث قرب نوافل است راه ندارد. همانطور که به خاطر دارید خدای متعال فرمود: بندهی من با انجام نوافل به جایی میرسد که من او را دوست میدارم. منِ خدا چشم او میشوم که او با آن میبیند. منِ خدا گوش او میشوم که او با آن میشنود. منِ خدا دست او میشوم که او با آن میگیرد[3]. قرب نوافل مستلزم طهارت با آب نازل از سماء واحدیّت به روح سالک است.

 مرتبهی پنجم، رفتن به سمت آبی است که از سماء مطلق احدیّت نازل است که بالاتر از مقام واحدیّت است. این باران و آب به سرّ سالک نازل میشود. و او باید سرِّ خود را از نجاستِ دیدن کثرات، که آلودگیِ بزرگی است، پاک کند و اگر از این نجاست پاک شد؛ اجازهی ورود به محضر حقّ متعال را پیدا میکند.

مرتبهی ششم، تطهیر با آبی است که از سماء هویّت الهی نازل است، از رؤیت مقامات خود. همانطور که گفتیم این که انسان خود را صاحب مقام ببیند و مقامات خود را ببیند هم یکی از نجاسات است. این مرتبهی طهارت، کلید ورود به قرب فرائض است. چون در قرب نوافل خدا میگوید: منِ خدا گوش او میشوم که آن بنده با آن میشنود. منِ خدا چشم او میشوم که آن بنده با آن میبیند. قرب فرائض بالاتر است. بنده چشم خدا میشود که خدا با آن میبیند. او گوش خدا میشود که با آن میشنود. این بالاتر از مرتبهی قرب نوافل است. کلید ورود به قرب فرائض، این مرتبهاز تطهیر است.

تا اینجا مراتب سلوک الی الله است. طیّ مدارج تطهیر برای طی کردن راه به سوی خدا است. امّا از اینجا به بعد سالک واصل است و به وصل رسیده است. همان­طور که گفتیم؛ در سلوک، ابتدا راه از بیرون به درون است، پس از آن از درون به بیرون و طهارت از باطن و درون فرد ظهور نموده و در ظاهر وجودش جاری میشود.

مقداری با مقولهی طهارت، ولو با عباراتی که شاید برای بعضی از دوستان اندکی ثقیل و ناآشنا بود؛ آشنا شدیم.  

----------------------------------------

1. سورهی واقعه، آیهی 79.

2. سورهی مائده، آیهی 27.

3. کلینی، کافی، ج 2، ص 352.

 

منبع: مقدّمه‌ای بر مبحث «نماز» از کتاب «مصباح الهدیٰ»، استاد مهدی طیّب