توجّه به زمان در امر به معروف و نهی از منکر(حکایت مارگزیده و کتک خوردن قنبر غلام امیرالمؤمنین )

 

یکی از یاران حضرت علی علیه السّلام را مار گزید. حضرت علی علیه السّلام به او فرمود: آیا می دانی چرا تو را مار گزید؟

 

گفت: نه! فرمود: آیا یادت هست که قنبر نزد فلان ستمگر رفت و تو به احترام من، به قنبر احترام گذاشتی و برای او قیام و از او ستایش کردی؟ ستمگر از تو پرسید: آیا در حضور من برای غلام علی احترام می نهی؟! گفتی: چرا برنخیزم، در حالی که فرشتگان الهی بالهای خود را به احترام او می گسترانند. ستمگر همین که این همه ستایش را برای خادم حضرت علی علیه السّلام شنید، کینه اش برافروخت و قنبر را تحت آزار خود قرار داد و با تهدید از من پیمان گرفت که کتکی به قنبر بزند و به کسی نگویم. کیفر زمان نشناسی تو، همین مار بود.(1)

 

در این ماجرا، مار گزیده به خیال خود معروف انجام می داد؛ ولی معروفی که در درونش منکری نهفته بود. چه بسیار حرکاتی از ما سر می زند که ما خیال می کنیم معروف است؛ ولی بی توجّهی به شرایط زمانی و مکانی، در واقع غیر معروف است.

 

همین امروز که این صفحه را می نوشتم، گروهی از مؤمنان بازار نزدم آمدند و از امام جماعت بازار که با نافله های نماز ظهر و عصر نمازش را طولانی می کند و به همین خاطر گروه زیادی در نماز شرکت نمی کنند، گلایه ها داشتند. این امام جماعت محترم به خیال خود، نوافل می خواند؛ ولی این معروفی است که مردم را از شرکت بیشتر در نماز واجب باز می دارد.

----------------------------------------------

(1). سفینه البحار، جلد1، صفحه 592، به نقل از سخن و سخنوری فلسفه، ص 188.

 

 

منبع: کتاب امر به معروف و نهی از منکر، محسن قرائتی، صص 155 و 156