حقیقت و ادب طهارت در نماز(8)

 

در تیمّم هم همین روح در قالب دیگری دمیده شده است. در وضو دست و رو را از غیر خدا میشوییم. ذیل آیهی « إلاّ مَنْ أتَى اللهَ بِقَلْبٍ‏ سَلِيمٍ[1]»‏ امام صادق علیهالسّلام فرمودند: قلب سلیم قلبی است که وقتی خدا را ملاقات میکند؛ احدی غیر خدا در آن نیست. [2] در وضو این کار را میکنیم. در تیمّم چه میکنیم؟ در تیمّم رو به خاک میآوریم. یعنی چه؟ یعنی خدا را در آینهی خلقت میبینیم. همان حدیث معروف است که نقل شده: «ما رَأيْتُ‏ُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأيْتُ اللهَ‏ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ‏ وَ مَعَهُ وَ فِیهِ[3]». در تیمّم به این آینهی خدا رو میکنیم. در وضو خود را از دیدن غیر خدا شستیم؛ در تیمّم خدا را در آیینهی عالم خاک میبینیم. وضو تطهیر با آبِ قبل از نزول است و تیمّم تطهیرِ با آبِ بعد از نزول است. زیرا مرتبهی متنزّلهی آب، خاک شد. لذا هر دو نیز طهورند. وضو تطهیر از نقایص و حدود است. مگر آیهی قرآن نفرمود: «ما أصابَكَ مِنْ‏ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللهِ وَ ما أصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِك[4]» هر چه از خوبی­ها به تو میرسد از خدا است؛ هر چه از بدیها به تو میرسد؛ از نفس تو است. یعنی در اینجا خدا را بریء دانست. این تطهیر از نقایص و حدود است. امّا تیمّم چیست؟ تیمّم جایی است که همان چیزهایی که نقص میدیدی و از خدا نفی میکردی؛ از زاویه­ای دیگر نگاه می­کنی و می­بینی فعل خود خدا است. لذا قرآن فرمود: «كُلٌ‏ مِنْ‏ عِنْدِ اللهِ[5]»‏ همان چیزی که نقص بود؛ حالا از زاویه­ی فعل ربوبی نگاه کن؛ «كُلٌ‏ مِنْ‏ عِنْدِ اللهِ». لذا برمیگردی و همان نقایص را از زاویهی توحیدی نگاه میکنی؛ میبینی چیز دیگری شد؛ همه عین خیر شد. دیگر اینجا حَسَنه و سیّئهای نداریم. «كُلٌ‏ مِنْ‏ عِنْدِ اللهِ» در تیمّم به اینجا میرسی. وضو با آب است. قرآن راجع به آب فرمود: «وَ أنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً؛ لِنُحْيِيَ بِهِ[6]» آبی از آسمان فرو فرستادیم که پاک است؛ برای این­که به وسیلهی آن زنده کنیم. و فرمود: «وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ‏ بِه» از آسمان آبی بر شما نازل میشود؛ برای این که شما را پاک و تطهیر کند. پس اوّل حیات بود، دوّم تطهیر، و سوّم «وَ يُذْهِبَ‏ عَنْكُمْ‏ رِجْزَ الشَّيْطان[7]»‏ آلودگیها و نجاساتی که بر وجودتان است؛ این رجزهای شیطان را پاک کند. پس کارکرد وضو این است که زنده و تطهیر میکند و انسان را از پلیدیها پاک می‌‌کند. راجع به خاک چه فرمود؟ فرمود: «مِنْها خَلَقْناكُم[8]»‏ ما تو را از همین خاک آفریدهایم. تو را به اصلت برمیگرداند.

سر بِنِه آنجا که باده خوردهای

«اِنَّا ِللهِ وَ اِنَّا إِلَيْهِ‏ راجِعُونَ[9]»‏. بعد هم فرمود: «فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً [10]» وقتی آب پیدا نکردید؛ با خاک پاک تیمّم کنید. این همان خاکی است که پیامبر اکرم صلّی‌‌اللهعلیهوآلهوسلّم فرمود: «جُعِلَتْ‏ لِيَ‏ اْلاَرْضُ‏ مَسْجِداً وَ طَهُوراً»

زنده شدن و حیات طبیعت، با آبی است که از آسمان میآید. حیات قلب به چیست؟ با آب رحمت حقّ است؛ « لِنُحْيِيَ بِهِ»

درتیمّم و با رفتن به سمت خاک، ذلّت و مسکنتِ عبودیّت در انسان شناخته میشود؛ پررنگ میشود؛ انسان متوجّه به آن میشود و اینگونه انسان در پیشگاه حق طاهر میشود.

تعابیر دیگری از وضو نیز وجود دارد. گفتیم وضو، روی را از توجّه به غیر حق شستن است. دست راست و دست چپ را شستن است. دست راست معمولاً اشاره به کارهای خوب است؛ اصحاب الیمین. دست چپ اساره به کارهای بد است؛ اصحاب الشّمال. با دست چپ، دنیاطلبی و با دست راست، آخرت­طلبی کردن است. هر دو را می­شوییم. به تعبیر دیگر، فاعل بودن خودت را، هم در کارهای خوبت و هم در کارهای بدت می­شویی و فاعلیّت خدا را میبینی. باز به تعبیر دیگر، هم از کارهای خوبت استغفار می­کنی؛ هم از کارهای بَدَت. «مِن کُلِّ طاعَةٍ وَ مَعصِیَةٍ أستَغفِرُ اللهَ» چرا؟ چون خوب­های ما هم بد است؛ چه رسد به بدها! «مَن کانَت مَحاسِنُهُ مَساوِی فَکَیْفَ  لا تَکُونُ مَساوِیهِ مَساوِی[11]» کسی که کارهای خوبش بد است؛ چگونه کارهای بدش، بد نباشد؟ «إلهِی مِنِّي‏ ما يَلِيقُ‏ بِلُؤْمِي وَ مِنْكَ ما يَلِيقُ بِكَرَمِكَ[12]‏» خدایا هر چه از من سر می­زند، درخور لئامت و پستی خودم است و از تو هر چه سر می­زند؛ سزاوار کرامت و عظمت تو است. پس خودت را از طاعت و معصیتت می­شویی و از هر دو، استغفار می­کنی و شرمنده­ای.

چگونه سر ز خجالت برآورم بَرِ دوست                  که خدمتی به سزا برنیامد از دستم

وقتی دستت را می­شویی؛ هم از طاعت و هم از معصیت، از هر دو استغفار می­کنی. سَرت را از اندیشیدن به غیر خدا، پایت را از رفتن به سوی دنیا و آخرت میشویی. پای راست به سمت آخرت می­رود و پای چپ به سمت دنیا. از رفتن به هر دو سو پایت را میشویی. این­گونه انسان وضو می­گیرد. این­گونه انسان برای رفتن به پیشگاه حضرت حق پاک می­شود.

حال با زبان اهل ولایت میگوییم. همانطور که می­دانید؛ آب تنزیل ولایت است. لذا اگر کسی در خواب، آب و دریا ببیند؛ مقصود و تعبیر آن ولایت است. آب تنزیل ولایت است. شما در وضو از فرقِ سَر تا نوک پاهایت را غرق ولایت امیرالؤمنین علیهالسّلام می­کنی. تا غرق ولایت امیرالمؤمنین نشوی؛ به وادی توحید راه نداری. صراط مستقیمی که به شهر توحید ختم میشود، امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. لذا حضرت فرمودند: «أنَا الصِّراطُ الْمُسْتَقِيمِ[13]‏». تا غرق در ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام نشوی؛ راه به وادی توحید نداری.

در غسل خیلی قضیه بالا­تر است. غسل مقام فنا است. مقام اِستغراق در ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. همه­ی وجودت غرق می­شود. این که مرده را غسل میدهند؛ به این خاطر است که می­خواهد به ملاقات خدا برود؛ باید با آب ولایت پاک شود. غرق در آب ولایت شود؛ مستغرق در ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام شود تا بتواند به لقای خدای متعال راه پیدا کند. آب، تنزیل ولایت در عالم طبیعت است. مرتبه­ی دوّمِ تنزیل ولایت در عالم طبیعت، خاک است. عرب به خاک چه میگوید؟ «تُراب» لقب امیرالمؤمنین علیهالسّلام چیست؟ «أبو تُراب». حال بفهم برای چه با خاک تیمّم می­کنیم. این قصّه سرِ دراز دارد.

.............................................

1. سورهی شعراء، آیهی 89.

2. کلینی، کافی، ج2، ص 16.

3. فیض کاشانی، علم الیقین، ج 1، ص 49.

4. سورهی نساء، آیهی 79.

5. سورهی نساء ، آیهی 78.

6. سورهی فرقان، آیهی 48و49.

7. سورهی انفال، آیهی 11.

8. سورهی طه، آیهی 55.

9. سورهی بقره، آیهی 156.

10. سورهی نساء، آیهی 43.

11. محدّث قمی، مفاتیح الجنان، مناجات بعد از دعای عرفهی امام حسین علیه السّلام.

12. همان

13. مجلسی، بحار، ج 26، ص 5.

 

منبع: مقدّمه‌ای بر مبحث «نماز» از کتاب «مصباح الهدیٰ»، استاد مهدی طیّب